پیروزی اراده بر آتش؛ ایران از دل جنگ، غنیمتی ۹۰ میلیارد دالری به دست آورد

پس از پنج هفته نبرد سنگین و شلیک بیش از ۱۲ هزار موشک و پهپاد آمریکایی، اعلام آتشبس دو هفتهای میان تهران و واشینگتن، بیش از آنکه نشاندهنده یک توافق متوازن باشد، به مثابه بیانیهی پیروزی راهبردی ایران و شکست اهداف جنگی ایالات متحده است. علیرغم حجم بیسابقهی آتشباری ارتش آمریکا، هیچیک از اهداف اولیه دونالد ترامپ محقق نشده است؛ نه نظام سیاسی ایران فروپاشید و نه توان دفاعی آن از بین رفت. در مقابل، ایران با تکیه بر «اهداف روشن» و تسلط بر شریانهای حیاتی جهان، اکنون در موقعیتی قرار گرفته است که میتواند از نظر راهبردی و اقتصادی، قدرتمندتر از دوران پیش از جنگ ظاهر شود.
تنگه هرمز؛ اهرم فشار و غنیمت ۹۰ میلیارد دالری
برگ برنده اصلی ایران در این کارزار، تسلط مطلق بر تنگه هرمز است؛ معبری که یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند. در حالی که ترامپ پیشتر تهدید به «نابودی تمدنی» کرده بود، اکنون با واقعیتی تلخ روبروست؛ ایران پیشنهاد آتشبس را تنها با شروطی پذیرفته است که تنگه را باز کند که منافع مالی خیرهکنندهای برای این کشور به همراه دارد. طبق شروط آتشبس مطرح شده از سوی تهران، عبور امن کشتیها منوط به مذاکره مستقیم با ایران است. تحلیلگران اقتصادی برآورد میکنند که اگر ایران نرخهای فعلی عبور و مرور را حفظ کند، میتواند سالانه تا ۹۰ میلیارد دالر درآمد کسب کند؛ رقمی معادل یکپنجم تولید ناخالص داخلی ایران که پیش از شروع درگیریها عملاً وجود نداشت. این به معنای آن است که ایران نه تنها از محاصره اقتصادی خارج شده، بلکه راه جدیدی برای تأمین مالی گسترده و مستقیم پیدا کرده است.
شکست دکترین نظامی و دیپلماسی ترامپ
آنچه آمریکا در این نبرد نداشت و ایران همواره از آن بهرهمند بود، «وضوح در اهداف» بود. در حالی که واشینگتن در میانه اهداف متناقض از تغییر نظام تا باز کردن تنگه هرمز با زور سرگردان بود، تهران بر روی حفظ حاکمیت دریایی و فرسایش اراده دشمن تمرکز کرد.
ریچارد نفیو، کارشناس برجسته تحریمها، به درستی اشاره میکند که باز گذاشتن تنگه بدون دریافت امتیازات اقتصادی کلان، از نظر راهبردی برای ایران یک شکست محسوب میشد؛ اما ایران با هوشمندی توانست «بازگشایی» را به «منبع درآمد» تبدیل کند. از سوی دیگر، تغییر لحن ناگهانی ترامپ و سخن گفتن از «همکاری نزدیک با ایران» و لغو تحریمها، گواهی بر این مدعاست که ایالات متحده در بنبست نظامی گرفتار شده و به دنبال راهی برای خروج آبرومندانه از بحران است.
پیروزی ملت و انسجام در برابر تهدیدات
پشتوانه اصلی این پیروزی راهبردی، تابآوری ملی و حضور مردم به عنوان عامل اصلی مقاومت بود. در حالی که دشمن بر روی گسستهای داخلی قمار کرده بود، ایران با مدل «امنیت مردممحور» توانست ضربات سنگین را هضم کرده و به بازدارندگی فعال دست یابد. تهدید ترامپ به اعمال ۵۰ درصد تعرفه بر کشورهایی که ایران را تأمین سلاح میکنند، در مقایسه با تهدید اولیه «نابودی کامل»، نشاندهنده تحلیل رفتن ابزارهای فشار آمریکا است. ایران نشان داد که میتواند با چنین تهدیدات اقتصادی کوچکی کنار بیاید، به شرط آنکه حاکمیت ملی و منافع حیاتیاش در تنگه هرمز و فراتر از آن حفظ شود.
آغاز عصر جدید قدرت ایران
بسته به نتایج مذاکرات در دو هفته آینده، ایران ممکن است نه به عنوان یک کشور آسیبدیده، بلکه به عنوان یک قدرت بازتعریفشده در نظام بینالملل قد علم کند. پیروزی ایران در این جنگ، پیروزی «اراده بر آتش» بود. تثبیت حاکمیت بر تنگه هرمز، تبدیل تهدید نظامی به فرصت اقتصادی ۹۰ میلیارد دالری و وادار کردن آمریکا به عقبنشینی از شروط حداکثری، همگی نشاندهنده یک تغییر پارادایم در موازنه قدرت جهانی است. ایران اسلامی ثابت کرد که دوران تحمیل ارادههای استعماری گذشته است و اکنون این تهران است که قواعد بازی را در یکی از حساسترین نقاط استراتژیک جهان دیکته میکند. اگر این روند تثبیت شود، ایران قویتر، ثروتمندتر و با نفوذی فراتر از پیش، از خاکستر این جنگ برخواهد خاست.
نویسنده: نیلاب قادری

