کابل در روز عاشورا؛ مروری بر محدودیتها و فضای امنیتی سوگواری

امروز، همزمان با فرارسیدن روز عاشورای حسینی و پس از برگزاری مراسم تاسوعا در روز گذشته، سایه سنگین و بیسابقه تدابیر امنیتی بر مناطق شیعهنشین افغانستان، بهویژه کابل، کاملاً ملموس است. اگر در سالهای گذشته دغدغه اصلی عزاداران، حملات تروریستی گروههایی مانند داعش بود، امروزه شیوه نظارت نیروهای امنیتی و استخباراتی امارت اسلامی به منبع اصلی فشار روانی و اضطراب برای سوگواران تبدیل شده است. حاکمیت فعلی با اجرای طرحی مبتنی بر «محدودیت کنترلشده»، عملاً به جای تمرکز بر تأمین امنیتِ صرف، به سمت مهار و محدود کردن مناسک محرم حرکت کرده است. این رویکرد به قدری سختگیرانه است که سوگواران حتی در مساجد و تکیهخانههای قدیمی خود نیز اجازه عکاسی یا ثبت مستند مراسم را ندارند و هرگونه تلاش برای تصویربرداری با برخورد تند مأموران مواجه میشود.
یکی از عیانترین نشانههای این سیاست در روزهای گذشته، محدود کردن جغرافیای مراسم و کاهش بیسابقه مراکز مجاز برای سوگواری بود. امارت اسلامی با صدور دستورالعملهای الزامی، برپایی مراسم و نصب پرچمهای سیاه را در بسیاری از تکیهخانهها ممنوع کرد و عزاداریهای دیروز و امروز را تنها به چند مسجد و حسینیه مشخص در سطح شهر محدود ساخت. این اقدام تحکمی علاوه بر ایجاد تراکم شدید جمعیت و به خطر انداختن سلامت سالمندان و کودکان، باعث تضعیف پویایی و هویت مستقل مناسک مذهبی در محلات قدیمی کابل همچون دشتبرچی و چنداول شده است. از سوی دیگر، حضور انبوه و مسلحانه نیروهای امارت اسلامی در کوچهها و پسکوچهها، فضایی کاملاً نظامی ایجاد کرده است. استقرار پستهای بازرسی متعدد و رفتارهای بعضاً تند با عزاداران، این پیام را منتقل میکند که هدف اصلی، نه فقط صیانت از جان شهروندان، بلکه کنترل و پایش دقیق فعالیتهای مذهبی است.
در کنار این محدودیتهای میدانی، نظارت شدیدی بر رسانهها و جریان اطلاعات اعمال شده است. مأموران امارت اسلامی با منع جدی تصویربرداری، حتی تلفنهای همراه شخصی عزاداران را تفتیش میکنند تا مانع انتشار تصاویر همبستگی اجتماعی مردم شوند. نقطه اوج این برخوردها در روزهای اخیر، در ماجرای تلویزیون تمدن مشاهده شد. نیروهای مسلح امارت اسلامی با ورود به ساختمان این شبکه که سالها بازتابدهنده صدای جامعه تشیع بود، فعالیت آن را متوقف کرده و تجهیزات فنی و آرشیو آن را منتقل کردند. این اقدام نشاندهنده آن است که نظام حاکم تمایل چندانی به روایتهای مستقل از مناسک محرم ندارد و به دنبال یکپارچهسازی کامل صداهای مذهبی است.
برخلاف برخی ادعاهای رسمی، اجازه فعالیت محدود به چند مرکز مذهبی خاص را نمیتوان به معنای تحقق کامل آزادی مذهبی دانست. آزادی مذهبی حقی بنیادین است که شامل برگزاری مراسم در تمام اماکن سنتی، آزادی پوشش خبری و نصب نمادها بدون ترس و فشار میشود. تقلیل دادن این حق به مجوزهای قطرهچکانی برای چند حسینیه تحت نظارت شدید، بیشتر یک راهکار سیاسی برای پاسخگویی به مجامع بینالمللی به نظر میرسد. واقعیت موجود در خیابانهای کابل نشان میدهد که فرآیند سوگواری برای بسیاری از خانوادهها از یک تسلای روحی به یک مأموریت پراضطراب تبدیل شده که آرامش آنها را در این ایام تحت تأثیر قرار داده است.
به نظر میرسد امارت اسلامی تلاش میکند با ارائه تصویری مهندسیشده از تجمعات آرام مذهبی، خود را حکومتی فراگیر نشان دهد و از این طریق در پی کسب مشروعیت بینالمللی باشد. اما برخورد با رسانههایی مانند تلویزیون تمدن و ایجاد محدودیت برای بزرگان جامعه، با این ادعاها همخوانی ندارد. این رفتار دوگانه نشان میدهد که حاکمیت در حالی که از آزادی مذهبی سخن میگوید، در عمل با ابزارهای امنیتی به دنبال تثبیت الگوی رفتاری مورد نظر خود و محدود کردن صداهای مستقل است.
نویسنده: عبدالاحمد عزیزی

