قطع پخش برنامههای تلویزیون تمدن در آستانه عاشورا؛ مهندسی فضای مذهبی و رسانهای

حضور نیروهای مسلح به ساختمان شبکه تلویزیونی تمدن در کابل و توقف فوری برنامههای آن، بار دیگر برخورد سختگیرانه با آزادی بیان و تکثر مذهبی در افغانستان را نشان داد. ضبط تجهیزات فنی، تفتیش توهینآمیز کارکنان و پلمب کردن درهای این رسانه و مجموعه خاتمالنبیین(ص)، فراتر از یک اقدام اداری ساده بود؛ این اتفاق شوک بزرگی به جامعه رسانهای و پیروان مذاهب در کشور وارد کرد. شبکه تمدن که در دو دهه گذشته صدای اصلی جامعه شیعه افغانستان و بازتابدهنده ارزشهای دینی و فرهنگی بود، درست در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی تعطیل شد. این رویداد زنگ خطری جدی برای حقوق اساسی و امنیت روانی شیعیان تحت حاکمیت فعلی است.
زمانبندی هدفمند؛ فراتر از یک نقص فنی
توقف برنامههای تلویزیون تمدن درست پیش از روزهای اوج عزاداری، بههیچوجه تصادفی یا ناشی از مشکلات فنی نیست؛ بلکه تصمیمی با محاسبه دقیق سیاسی است. دهه محرم زمان همبستگی و ابراز وجود اجتماعی شیعیان افغانستان است و تلویزیون تمدن همواره مانند یک منبر بزرگ، مراسمهای عزاداری و تجمعات مردمی را بهطور گسترده در سراسر کشور پوشش میداد. امارت اسلامی با قطع این رسانه در این زمان خاص، بهدنبال کنترول و محدود کردن فضای مذهبی شیعیان هستند. آنها میدانند که با حذف این شبکه، روایت مستقل و پرشور از مراسم عاشورا در سطح ملی و بینالمللی با چالش جدی روبرو میشود. هدف این است که پوشش این مراسم مذهبی تنها به کلیشههای سرد و کنترلشده در رسانههای دولتی محدود شود تا از بازتاب اعتراضات احتمالی یا نمایش ظرفیتهای اجتماعی شیعیان جلوگیری گردد.
حذف تدریجی هویت مذهبی
این اقدام پیامی صریح به جامعه تشیع دارد: روایت مذهبی شما باید تنها از فیلتر حکومت بگذرد. حمله به تلویزیون تمدن بخشی از یک زنجیره فشار سیستماتیک بر هویت مذهبی و قومی در افغانستان است. در سالهای اخیر، سیاستهای حذفی علیه شیعیان شدت یافته است؛ از ممنوعیت تدریس فقه جعفری در دانشگاهها و حذف آن از ساختار قضایی گرفته تا تغییر کتابهای درسی و حذف تعطیلی رسمی روز عاشورا. در کنار اینها، محدودیتهای شدید برای برافراشتن پرچمهای عزاداری و ممنوعیت دستههای سینهزنی در فضاهای باز، نشاندهنده ارادهای برای حذف حضور شیعیان از فضای عمومی است. در این میان، تلویزیون تمدن سنگری بود که صدای عزاداری مردم را از تکیهخانهها به خانههای شهروندان میبرد. خاموش کردن این شبکه، مکملِ همان محدودیتهای فیزیکی است که بر مساجد و سقاخانهها اعمال شده است.
یکدستسازی فضای رسانهای
بخش دیگری از این استراتژی، پاکسازی کامل فضای رسانهای از هرگونه صدای مستقل است. از زمان تغییرات سیاسی در کشور، صدها رسانه به دلیل فشار اقتصادی، سانسور و تهدید تعطیل شدهاند. حاکمیت فعلی بر اساس ایدئولوژی خود، تفاوت و استقلال رسانهای را نمیپذیرد و میخواهد تمام تریبونها تاییدکننده یک روایت واحد باشند. تلویزیون تمدن با وجود تلاش برای فعالیت در چارچوب قوانین سختگیرانه، باز هم از تیغ سانسور در امان نماند. این نشان میدهد که در نظام سیاسی کنونی، حتی رعایت خطوط قرمز هم تضمینی برای بقای یک رسانه نیست؛ چرا که هدف نهایی، خفه کردن هر صدایی جز صدای رسمی حکومت است.
بسته شدن تلویزیون تمدن در آستانه عاشورا، هشداری صریح به کسانی است که هنوز به انعطافپذیری این حکومت امید دارند. این رویداد ثابت کرد که حاکمیت نه تنها ارادهای برای به رسمیت شناختن حقوق نیمی از جمعیت کشور ندارد، بلکه بهدنبال ذوب کردن تنوع فرهنگی مردم در یک ایدئولوژی خاص است. اما باید دانست که محدود کردن فضا و قطع صداهای رسانهای، تنها شکافهای اجتماعی را عمیقتر کرده و کشور را به سوی بیثباتی میبرد. جامعه تشیع افغانستان بهعنوان بخشی ریشهدار از این سرزمین، با حذف تریبونها هویت خود را فراموش نخواهد کرد. نهادهای بینالمللی و مدافع حقوق بشر نباید در برابر این سرکوب هدفمند سکوت کنند؛ زیرا سکوت در برابر این اقدام، راه را برای محدودیتهای گستردهتر در آینده هموار خواهد کرد.
نویسنده: محمد امان فلاح

