سمبل بیداری و یگانگی امت؛ نشانه حقانیت رهبر امت در قیام میلیونی ملت عراق

مراسم خاکسپاری بیننظیر و میلیونی پیکر رهبر شهید، آیتالله العظمی خامنهای، فقط یک وداع معمولی نبود. این رویداد به یک بیانیه عملی برای نشان دادن قدرت جهان اسلام در برابر نظام سلطه تبدیل شد. این رهبر بزرگ، هم در زمان زندگی و هم پس از شهادت مظلومانهاش، مهمترین و مؤثرترین مانع در برابر جبهه استکبار غرب به رهبری امریکا بود. او رهبری بود که فکر و سیاست خود را بر پایه مخالفت شدید با استکبار بنا کرد و در تمام سالهای مبارزه، هرگز از شعار ضدامریکایی دست نکشید. این شعار فقط حرف نبود، بلکه در عمل با گسترش توان دفاعی و ایجاد ارتباطات راهبردی در سراسر منطقه، برنامههای سلطهجویانه کاخ سفید را زمینگیر کرد. بررسی زندگی این شهید نشان میدهد که او در طول زندگی خود، جنگهای سخت، نرم و ترکیبی زیادی را با قدرت پشت سر گذاشت. بارزترین نمونه جنگ سخت، جنگ هشتسالهای بود که رژیم بعث عراق به رهبری صدام حسین با حمایت کامل غربیها علیه ایران نوپا تحمیل کرد.
این رهبر فرزانه در تمام آن سالهای سخت، هرگز به زورگویی و زیادهخواهی جبهه کفر تن نداد و در نهایت، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع)، با خون پاک خود درخت انقلاب اسلامی را آبیاری کرد و نام و اندیشهاش را برای همیشه در دل ملتهای آزاده و عدالتخواه جهان جاودان ساخت. در این میان، یکی از شگفتانگیزترین و پرمعناترین بخشهای این رویداد تاریخی، نحوه و مکان خاکسپاری پیکر او در عراق بود. تاریخ به یاد دارد که رژیم بعث عراق تحت حکومت صدام، هشت سال جنگ خونین و ویرانگری علیه ایران به راه انداخت؛ جنگی که در آن، رهبر شهید شخصاً با لباس رزم در خط مقدم حضور داشت و فرماندهی دفاع را بر عهده داشت. اما امروز، روزگار به گونهای تغییر کرده که پیکر همان فرمانده، در شهرهای مختلف عراق با حضور میلیونی و پرشور مردم تشییع شد؛ رویدادی شگفت که بیگمان یکی از عجایب تاریخ معاصر است. این صحنه تاریخی نشان میدهد که حقانیت و نور خدا همیشه جایگاه واقعی خود را در دل ملتها پیدا میکند، هرچند رسانههای غربی و حاکمان ظالم سالها تلاش کنند با تبلیغات و دروغ آن را بپوشانند. سرزمینی که روزی صدام جنایتکار از آنجا موشک و ارتش علیه ایران میفرستاد، امروز محل بزرگداشت میلیونی، عزاداری عمیق و خاکسپاری با شکوه پیکر رهبر امت شده است تا ثابت کند پیوندهای مذهبی و اعتقادی ملتها از مرزهای سیاسی بالاتر است و حقانیت در دلها مانند نور میدرخشد.
این تغییر عمیق و تحول تاریخی در باور ملتها، فرصتهای بزرگی برای بررسی و تحلیل ابعاد حقوقی تروریسم دولتی امریکا فراهم کرده است. ترور و حذف فیزیکی رهبران اصلی یک کشور، نه تنها نقض آشکار حاکمیت ملی و استقلال سیاسی است، بلکه بر اساس منشور سازمان ملل و کنوانسیونهای ژنو، نمونه آشکار تروریسم دولتی و جنایت سازمانیافته بینالمللی به شمار میرود. واشنگتن با این اقدام دیوانهوار، تمام اصول حقوقی جهان از جمله مصونیت مقامات سیاسی و ممنوعیت استفاده از زور در روابط بینالملل را زیر پا گذاشت. سکوت یا بیتوجهی نهادهای جهانی در برابر این رفتار قانونشکنانه، میتواند باعث ایجاد رویه خطرناکی شود که امنیت کل نظام بینالملل را به خطر بیندازد. بنابراین، تشکیل یک جبهه حقوقی متحد از سوی کشورهای مستقل برای محاکمه و پاسخگو کردن عاملان این اقدامات تروریستی، برای حفظ عدالت جهانی بسیار ضروری است. از سوی دیگر، این قیام بزرگ انسانی در هنگام خاکسپاری، تأثیر شگرفی بر روحیه رزمندگان و نیروهای دفاعی در خط مقدم مقاومت گذاشته است. مجاهدانی که در سنگرهای غزه، لبنان، عراق و یمن با تسلیحات غربی و حملات همهجانبه دست و پنجه نرم میکنند، با دیدن این خروش میلیونی فهمیدند که پشتوانه مردمی و اعتقادی آنها نه تنها سست نشده، بلکه خون پاک رهبر امت جان تازهای به مقاومت بخشیده است. این حضور بیسابقه مردم، به نیروهای خط مقدم پیام داد که پشتیبانی لجستیکی، معنوی و مردمی آرمانشان محکم و پابرجاست؛ این موضوع انگیزه و ایمان رزمندگان را برای ایستادگی بر خودکفایی، ادامه مسیر بازدارندگی و مقابله قوی با تروریسم امریکایی-صهیونیستی چند برابر میکند.
این تجمع میلیونی، بلافاصله در بیانیههای رسمی گروههای مقاومت فلسطینی و لبنانی بازتاب یافت؛ جایی که فرماندهان با تجدید پیمان با آرمانهای رهبر شهید، بر افزایش حملات موشکی و پهپادی و تشدید عملیاتهای دفاعی تأکید کردند. واکنشهای رسمی حماس و حزبالله نشان داد که فرماندهی مقاومت تحت تأثیر این فقدان بزرگ دچار وقفه نشده، بلکه با هماهنگی بیشتر به سمت اهداف راهبردی خود پیش میرود. این تحولات میدانی، تحلیلگران نظامی را به بررسی سناریوهای دفاعی آینده منطقه و آرایش جدید نیروها واداشته است. با از بین رفتن محاسبات استکبار که فکر میکرد با این ترور به برتری راهبردی میرسد، اکنون طرحهای دفاع غیرعامل و دفاع موشکی در سراسر منطقه مقاومت وارد مرحله عملیاتی جدیدی شده است. گسترش لایههای دفاع موشکی همپوشان، ساخت سامانههای راداری بومی جنگ الکترونیک و پراکنده کردن موشکهای بالستیک و نقطهزن در نقاط کلیدی، بخشی از سناریوهای دفاعی آینده است که نفوذ چتر امنیتی غرب را عملاً غیرممکن میکند. این دکترین دفاعی جدید که بر پایه بازدارندگی متقارن و نامتقارن است، تضمین میکند که هرگونه ماجراجویی هوایی یا زمینی دشمن در منطقه، با پاسخهای دفاعی لایهبهلایه مواجه شود و هزینه هرگونه تجاوز را برای واشنگتن و تلآویو بسیار بالا ببرد. تأثیرات عملی و فکری روش و راهبرد این رهبر شهید، فراتر از مرزهای ایران و عراق، موجی از بیداری و آگاهی عمیق در میان ملتهای مسلمان و همه انسانهای آزاده جهان ایجاد کرده است. ملتها با الگوگیری از مقاومت خستگیناپذیر، شجاعت بینظیر و روش خودباوری رهبر امت، به این درک راهبردی رسیدند که قدرت امریکا و اسرائیل توخالی و شکستپذیر است. نتیجه این بیداری جهانی را میتوان در سقوط اخلاقی و انزوای بیسابقه سران استکبار دید؛ به گونهای که امروز دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، به عنوان نمادهای زنده تروریسم دولتی و جنایت علیه بشریت، منفورترین و بیاعتبارترین انسانهای روی زمین در افکار عمومی جهان شدهاند. روایتی که رهبر امت سالها درباره ذات پلید این چهرهها بیان میکرد، امروز در خیابانهای نیویورک، لندن و پایتختهای اسلامی به شعاری همگانی تبدیل شده است. تصاویر باشکوه و حماسی خاکسپاری میلیونی و پیوسته پیکر رهبر امت، مسیر جغرافیایی و راهبردی ویژهای را ترسیم کرد؛ طوافی تاریخی از تهران و قم تا کربلای معلا، نجف اشرف و مشهد مقدس. این خاکسپاریهای پیاپی و موجهای عظیم انسانی، چنان ترس و وحشتی به دل دشمنان اسلام و طراحان سنتی ناتوی خاورمیانهای انداخته که سراسیمگی و آشفتگی آنان در بیانیهها و تحلیلهای رسانههای غربی کاملاً نمایان است. آنها که گمان میکردند با شهادت رهبران مقاومت، این تفکر تمدنی از هم میپاشد، اکنون با واقعیتی هولناکتر روبرو شدهاند؛ تولد مکتبی نوین از خون شهید که تودههای میلیونی دو کشور ایران و عراق را در یک جبهه واحد مذهبی و نظامی علیه منافع استعمار متحد کرده است. این درماندگی دشمنان، گواهی بر این است که خون رهبر امت، قدرتمندتر از زمان حیاتش، حصارهای امنیتی استکبار را به لرزه درآورده و مسیر آزادی قدس شریف و اخراج کامل نیروهای بیگانه از منطقه را هموارتر ساخته است.
نویسنده: محمد امان فلاح

