تغییر بنیادین موازنه قدرت نظامی در خاورمیانه و زوال هژمونی امریکا

شرح و تبیین عمیق کارنامه جهادی قائد شهید ثابت میکند که این رهبر اندیشمند، فصلی جدید و ماندگار را در جغرافیای سیاسی خاورمیانه گشود؛ فصلی که در آن هندسه تقابل شرق و غرب دگرگون گردید. نام این قائد فقید به عنوان یگانه شخصیت تمدنی در تاریخ معاصر ثبت شد که مبنای فکری، فلسفی، کلامی و فقهی مبارزه همهجانبه با استکبار جهانی را بنیان نهاد و آن را از سطح یک فرضیه تئوریک و انتزاعی به یک کلانروایت عملیاتی، ملموس و ساختاریافته تبدیل کرد. پیش از عروج ملکوتی این شهید والامقام، دکترین حاکم بر روابط بینالملل خاورمیانه، تفوق مطلق نظامی، اطلاعاتی و تسلیحاتی ائتلاف غربی-عبری را به عنوان یک واقعیت قطعی، گریزناپذیر و تغییرناپذیر پذیرفته بود و بیشتر پایتختهای عربی در انفعالی مفرط به سر میبردند. اما نگاه ژئوپلیتیک، نبوغ نظامی و مکتب جهادی ایشان، تابوی ایستادگی و رویارویی فیزیکی، صریح و مستقیم با استعمار مدرن را به طور کامل شکست و قدرت دفاعی ایران اسلامی را به چندین برابر مضاعف ساخت، تا جایی که امروزه امریکا و متحدانش پیش از هرگونه ماجراجویی، ناچار به محاسبه پاسخ سخت تهران هستند. این دکترین فکری ثابت کرد که استکبار جهانی تنها زبان قدرت و موازنه وحشت را میفهمد و هرگونه عقبنشینی یا انفعال در برابر آن، موجب پیشروی بیشتر دشمن میشود. این دستاورد فکری با تکیه بر آگاهی تودهها، رویکرد سازشکارانه پیشین را منسوخ کرد و ادبیات جدیدی از شجاعت سیاسی را در پایتختهای جهان اسلام بنیان گذاشت که تا پیش از آن هیچ سابقه تاریخی نداشت.
قائد شهید با درک عمیق از آناتومی قدرت در نظام بینالملل، به خوبی میدانست که قویترین، کارآمدترین و تنها ابزار واقعی مذاکره با استعمارگران زیادهخواه، تولید سلاحهای راهبردی و بالا بردن بیوقفه توان موشکی و پهپادی کشور است. در طول حیات با برکت این اسوه اخلاص و جهاد، صنایع دفاعی ایران از یک ساختار وابسته، به یک چرخه تولید بومی، خودکفا و فوقپیشرفته تبدیل شد که توانست قدرت موشکی ایران را در بالاترین سقف ممکن ارتقا دهد. زرادخانههای مستحکم و شهرهای موشکی زیرزمینی که در دوران حیات ایشان پیریزی و توسعه یافتند، به ستون فقرات بازدارندگی ملی تبدیل شدند و این واقعیت عینی را در جنگهای اخیر به اثبات رساندند که دوران حملات بیپاسخ به خاک ایران برای همیشه سپری شده است. ایشان با هدایت پروژههای کلان موشکی، تکیه بر دانش دانشمندان جوان بومی و ایجاد تنوع در تسلیحات بالستیک، کروز و پهپادهای نقطهزن، کاری کرد که ایران از یک کشور مدافع، به یک قدرت آفندی با توان ضربه متقابل و همزمان تبدیل شود. توسعه لایههای چندگانه دژهای زیرزمینی، شلیکهای پرحجم از آشیانههای مخفی و تداوم تولیدات دفاعی حتی در اوج حملات هوایی امریکا، محصول سازماندهی مهندسی غامضی بود که با نظارت مستقیم ایشان به بار نشست و مصونیت ژئوپلیتیک ایران و حوزه مقاومت را تضمین نمود. این موشکها نه تنها برای صیانت از مرزها، بلکه به عنوان پشتوانهای آهنین برای مستضعفان جهان طراحی شدند تا هیچ ابرقدرتی نتواند با اتکا به دکترین شوک و بهت، سرنوشت ملتهای حوزه مقاومت را به بازی بگیرد.
علاوه بر تقویت درونساختاری، این شهید والامقام جبهات متعدد مقاومت را در سراسر جغرافیای غرب آسیا تهدابگذاری و معماری کرد؛ شبکهای هوشمند، منسجم و همافزا که تا به امروز به عنوان محکمترین سد بازدارنده و دفاعی در برابر زیادهخواهیهای ایالات متحده امریکا و رژیم اسرائیل عمل میکند. دکترین وحدت میادین که از سواحل دریای سرخ تا مدیترانه را به یکدیگر پیوند داده است، محصول مستقیم ساختارسازی راهبردی این رهبر فرزانه بود؛ هویتی ارگانیک که هرگونه تهاجم به مرکزیت شبکه را با پاسخهای کوبنده، فرساینده و همزمان از جبهههای متعدد مواجه میسازد و ماشین جنگی استکبار را در یک بنبست ژئوپلیتیک همهجانبه گرفتار میکند. این جبهه فراملی سبب شد تا محور غربی هرگز نتواند نقشههای خود را برای تجزیه کشورهای منطقه و ایجاد خاورمیانه جدید به سرانجام برساند، چرا که در هر نقطه با دژ مستحکم مقاومت روبرو گردید. در واقع، این شبکه فراملی با ایجاد خطوط مواصلاتی عمیق، تبادل تسلیحاتی بومی، بومیسازی دانش نظامی و اشتراک اطلاعاتی روزآمد، هزینه نگهداری پایگاههای بیگانه را در این جغرافیا به سقف غیرقابلتحملی رساند و واشنگتن را ناچار به تجدیدنظر در استراتژیهای فرامرزی خود کرد. این سد مستحکم، توازن قوا را از حالت یکطرفه غربی به یک تعادل پایدار منطقهای با محوریت نیروهای بومی تغییر داد. برآیند عینی این مجاهدتهای ممتد، عیان شدن افول مهارناپذیر قدرت سیاسی و نظامی واشنگتن در منطقه بود. دولتی که روزگاری شروط خود را به صورت یکجانبه به ملتها دیکته میکرد، در مواجهه با شبکه دفاعی ساختهشده توسط قائد شهید، ناچار به عقبنشینی از تمام پیششرطهای خود در تالارهای دیپلماتیک گردید.
ایستادگی مقتدرانه ایران در رویاروییهای مستقیم نظامی و پایداری نهادی حاکمیت در بحبوحه سختترین ترورها، ثابت کرد که مکتب فکری این شهید والامقام بر بستر نهادهای منعطف، ریشهدار و متکی به باورهای حسینی استوار است که با حذف فیزیکی سران نه تنها دچار فلج تشکیلاتی نمیشود، بلکه پویایی مضاعفی برای تحقق عدالت نهایی و پایهگذاری نظم نوینی در جهان چندقطبی به دست میآورد. این پایداری ساختاری نشان داد که شهادت رهبران، کاتالیزوری برای بیداری بیشتر ملتها، استحکام زنجیرههای فرماندهی اضطراری و انسجام عمیقتر صفوف مجاهدان است؛ منطقی که نظریهپردازان نظامی غرب با ابزارهای مادی خود هرگز قادر به فرمولهسازی و پیشبینی زوایای پنهان آن نبودند. این پایداری نهادی به دنیا ثابت کرد که قدرت واقعی برآمده از ایمان و اتحاد ملی است، نه ابزارهای تکنولوژیک و مادی صِرف. میراث این قائد بزرگ، امروز به یک الگوی زنده، پویا و الهامبخش برای تمام ملتهای آزاده و مستضعف جهان تبدیل شده است؛ مکتبی فراملی که نشان داد تکیه بر توان بومی، شجاعت میدانی و مقاومت مقتدرانه، به مراتب کارآمدتر، واقعبینانهتر و عزتمندانهتر از اعتماد به معاهدات کاغذی و وعدههای پوشالی مستکبران است. این نگاه راهبردی به تودههای رنجدیده آموخت که صیانت از هویت ملی و مرزهای عقیدتی، تنها با اتکا به داشتههای سختافزاری و روحیه ایستادگی میسر است.
خون مطهر این شهید والا مقام، تضمینکننده بقا، رشد و پویایی شجره تنومند مقاومت در سراسر گیتی خواهد بود و افق روشن پیروزی نهایی جبهه حق بر باطل را بیش از هر زمان دیگری پیش چشم امت اسلامی پدیدار خواهد ساخت و بساط هژمونی در حال زوال غرب را برای همیشه در منطقه جمع خواهد کرد تا هندسه جدید قدرت جهانی بدون دخالت ناظمان خودخوانده غربی قوام یابد. این مکتب الهامبخش، افق فکری نسلهای آینده را روشن ساخته و به آنان یادآوری میکند که عزت و استقلال یک ملت، تنها در سایه جهاد، خودباوری و شکستن ساختارهای استعماری حاصل میشود و این راه تا تحقق کامل عدالت ادامه خواهد داشت.
نویسنده: محمد امین احمدی

