آموزش؛ آزمون بزرگ حکومت دینی برای ساختن آینده افغانستان

پیام رهبر انقلاب اسلامی ایران به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید این کشور، بیش از آن‌که صرفاً پیامی برای دانش‌آموزان و دانشجویان باشد، تصویری از جایگاه آموزش در نگاه حاکمیت ایران ارائه می‌کند؛ نگاهی که مدرسه و دانشگاه را خانه دوم نسل جوان، علم را ابزار پیشرفت و دانش‌آموز و دانشجو را سرمایه آینده کشور می‌داند. در این پیام بر کسب علم، تقوا، امید، اخلاق، دانایی و توانایی، شکستن مرزهای دانش و فتح قله‌های پیشرفت تأکید شده و از مسئولان نیز خواسته شده است برای بهبود وضعیت معلمان و استادان تلاش کنند.

این نگاه، فارغ از دیدگاه‌های سیاسی درباره نظام جمهوری اسلامی ایران، یک پرسش مهم را برای افغانستان مطرح می‌کند: اگر حکومت کنونی کشور خود را دینی می‌داند، آموزش در ساختن آینده این کشور چه جایگاهی باید داشته باشد؟

تجربه ایران نشان می‌دهد که آموزش صرفاً به معنای باز نگه‌داشتن دروازه مکتب و دانشگاه نیست؛ بلکه ایجاد یک نظام آموزشی گسترده، تربیت معلم، توجه به استادان، فراهم کردن فرصت‌های علمی و پیوند دادن دانش با توسعه ملی نیز بخشی از آن است. در پیام اخیر رهبر ایران، مدرسه و دانشگاه به‌عنوان کانون پیشرفت وطن معرفی شده و از دانش‌آموزان و دانشجویان خواسته شده است درست اندیشیدن و ابتکار را تمرین کنند و در مسیر دانش و مهارت گام بردارند.

افغانستان اما در نقطه‌ای کاملاً متفاوت ایستاده است. بر اساس اعلام یونیسف در اگوست ۲۰۲۶، بیش از ۲.۶ میلیون دختر افغانستان از آموزش متوسطه محروم شده‌اند و آموزش متوسطه و عالی برای دختران و زنان همچنان عملاً بسته است. دختران پس از صنف ششم از آموزش رسمی محروم‌اند و زنان نیز از دسمبر ۲۰۲۲ از دانشگاه‌ها کنار گذاشته شده‌اند.

این وضعیت تنها مسئله دختران نیست؛ پیامد آن متوجه کل افغانستان است. یونسکو هشدار داده است که محدودیت‌های آموزشی، کمبود نیروی متخصص را تشدید کرده و کیفیت آموزش را نیز تحت فشار قرار داده است. در همین حال، یونیسف بر پیامدهای اقتصادی محدودیت آموزش و کار زنان و کاهش شمار زنان متخصص در بخش‌هایی مانند آموزش و صحت تأکید کرده است.

از این منظر، بازگشایی مکاتب و دانشگاه‌ها به روی دختران را نباید صرفاً یک امتیاز سیاسی یا مطالبه خارجی دانست؛ این تصمیم مستقیماً با آینده علمی، اقتصادی و اجتماعی افغانستان ارتباط دارد. کشوری که نیمی از جمعیت خود را از مسیر آموزش عالی کنار بزند، در عمل بخشی از ظرفیت علمی و انسانی خود را از دست می‌دهد.

برای حکومت کنونی افغانستان، بازنگری در سیاست آموزشی می‌تواند فرصتی برای پاسخ‌گویی به یکی از جدی‌ترین خواسته‌های مردم افغانستان باشد. بازگشت دختران به مکاتب و دانشگاه‌ها، ایجاد فرصت‌های آموزشی برای همه، حمایت از معلمان و استادان، سرمایه‌گذاری در علوم و مهارت‌های جدید و فراهم کردن زمینه فعالیت علمی نسل جوان، می‌تواند آموزش را از یک موضوع مناقشه‌برانگیز به یک پروژه ملی تبدیل کند.

حکومت دینی زمانی می‌تواند آینده‌ای پایدار برای جامعه ترسیم کند که علم را رقیب دین نداند و آموزش را امتیازی برای گروهی خاص تلقی نکند. تجربه کشورهای منطقه نشان می‌دهد که دین، هویت ملی و پیشرفت علمی الزاماً در تقابل با یکدیگر قرار ندارند.

افغانستان برای خروج از فقر، وابستگی و انزوای علمی، بیش از هر زمان دیگر به نیروی انسانی آموزش‌دیده نیاز دارد. راه آینده از صنف‌های درسی می‌گذرد؛ از جایی که دختر و پسر افغانستانی بتوانند بدون حذف شدن به دلیل جنسیت، به علم، مهارت و فرصت ساختن آینده دسترسی داشته باشند. محرومیت از آموزش، تنها یک فرصت از دست‌رفته امروز نیست؛ هزینه‌ای است که نسل‌های آینده آن را خواهند پرداخت.

نویسنده: محمد امان فلاح

دکمه بازگشت به بالا
×
ما را دنبال کنید