صلح؛ از نبود جنگ تا ساختن جامعه‌ای انسانی

۲۱ سپتمبر، روز جهانی صلح، در تقویم سازمان ملل تنها یک مناسبت نمادین نیست؛ یادآوری این واقعیت است که صلح یک وضعیت ساده و خودکار نیست، بلکه نتیجه تصمیم‌های سیاسی، اجتماعی و انسانی است. سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۶ این روز را با شعار سرمایه‌گذاری برای صلح؛ برای همه، همه‌جا و هر روز گرامی می‌دارد و تأکید می‌کند که صلح تنها به معنای نبود جنگ نیست، بلکه با امنیت، کرامت انسانی، فرصت و همکاری اجتماعی پیوند دارد.

اگر از منظر فلسفه به صلح نگاه کنیم، این مفهوم بسیار فراتر از خاموش شدن سلاح‌هاست. ایمانوئل کانت در رساله صلح پایدار استدلال می‌کرد که صلح پایدار را نمی‌توان صرفاً با توقف جنگ ایجاد کرد؛ بلکه باید ساختارهای سیاسی و حقوقی‌ای شکل بگیرد که جنگ را دشوارتر و همکاری میان ملت‌ها را ممکن‌تر کند. از این منظر، صلح یک پروژه سیاسی و نهادی است، نه فقط یک توافق موقت.

توماس هابز، در سوی دیگر، انسان را در شرایط نبود قدرت سیاسی مشترک در معرض ناامنی و نزاع می‌دید و امنیت را یکی از پایه‌های اساسی نظم اجتماعی می‌دانست. در اندیشه او، جامعه زمانی از وضعیت ناامن فاصله می‌گیرد که قواعد مشترک و اقتدار لازم برای اجرای آن قواعد وجود داشته باشد. این نگاه، اهمیت نهادهای سیاسی و حاکمیت قانون را در ایجاد ثبات برجسته می‌کند.

جان لاک اما بر حقوق طبیعی انسان و ضرورت حفاظت از آزادی و مالکیت تأکید داشت. از این منظر، صلحی که با حذف حقوق اساسی انسان همراه باشد، نمی‌تواند به‌سادگی صلح پایدار تلقی شود. صلح زمانی معنا پیدا می‌کند که انسان احساس امنیت، حق مشارکت و برخورداری از کرامت داشته باشد.

افغانستان نمونه روشنی از دشواری تعریف صلح است. پایان جنگ، کاهش خشونت و نبود درگیری گسترده، بدون شک برای مردم اهمیت حیاتی دارد؛ اما تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که صلح پایدار به حل اختلافات سیاسی، ایجاد اعتماد اجتماعی، فراهم کردن فرصت‌های اقتصادی، دسترسی به آموزش و تأمین حقوق شهروندان نیز نیاز دارد.

از همین رو، روز جهانی صلح برای افغانستان می‌تواند فرصتی برای طرح یک پرسش اساسی باشد: آیا صلح را فقط در نبود جنگ جست‌وجو می‌کنیم یا در ساختن جامعه‌ای که در آن شهروندان با امنیت، کرامت و امید به آینده زندگی کنند؟

در اندیشه مارتین لوتر کینگ نیز صلح حقیقی صرفاً نبود تنش نبود؛ عدالت و برابری بخشی از مسیر رسیدن به صلح بودند. این نگاه برای جوامعی مانند افغانستان اهمیت ویژه دارد؛ زیرا شکاف‌های اجتماعی، محرومیت اقتصادی و بی‌اعتمادی سیاسی می‌توانند حتی در نبود جنگ، زمینه نارضایتی و بی‌ثباتی را حفظ کنند.

بنابراین، صلح را نباید فقط در میز مذاکره جست‌وجو کرد. مکتب، خانواده، رسانه، نهادهای اجتماعی و ساختارهای سیاسی نیز میدان‌های ساختن یا تضعیف صلح‌اند. اگر صلح قرار است پایدار باشد، باید از یک توافق سیاسی به یک فرهنگ اجتماعی تبدیل شود؛ فرهنگی که در آن اختلاف، الزاماً به دشمنی و تفاوت، الزاماً به حذف منجر نشود.

روز جهانی صلح در نهایت یادآور این حقیقت است که صلح یک رویداد نیست؛ یک روند است. جامعه‌ای که برای عدالت، گفت‌وگو، آموزش، امنیت و کرامت انسانی سرمایه‌گذاری می‌کند، در واقع برای صلح سرمایه‌گذاری کرده است.

نویسنده: محمدرضا حیدری

دکمه بازگشت به بالا
×
ما را دنبال کنید