وقتی ثروت یک سرزمین، به رفاه مردمش تبدیل نمی‌شود

گزارش تازه برنامه توسعه ملل متحد، بار دیگر تصویری نگران‌کننده از وضعیت افغانستان ارائه کرده است. بر اساس این گزارش، نزدیک به ۶۵ درصد مردم افغانستان در فقر چندبعدی زندگی می‌کنند و حدود ۲۰ درصد دیگر نیز در آستانه سقوط به این وضعیت قرار دارند. این آمار تنها از کمبود درآمد سخن نمی‌گوید؛ بلکه نشان می‌دهد میلیون‌ها شهروند افغان همزمان از دسترسی مناسب به آموزش، خدمات صحی، آب آشامیدنی، برق، مسکن و دیگر نیازهای اساسی محروم‌اند. این در حالی است که افغانستان از نظر منابع طبیعی، یکی از کشورهای دارای ظرفیت‌های قابل توجه در منطقه به شمار می‌رود.

افغانستان سرزمینی است که در دل خود ذخایر بزرگ مس، آهن، لیتیوم، زغال‌سنگ، سنگ‌های قیمتی و ده‌ها منبع ارزشمند دیگر را جای داده است؛ منابعی که اگر در فضایی باثبات، شفاف و با برنامه‌ریزی درست مدیریت می‌شد، می‌توانست اقتصاد کشور را متحول کند و میلیون‌ها فرصت شغلی ایجاد سازد. اما واقعیت امروز چیز دیگری است. دهه‌ها جنگ، بی‌ثباتی سیاسی، ضعف مدیریت، نبود سرمایه‌گذاری پایدار و استفاده‌نشدن از ظرفیت‌های اقتصادی، باعث شده است که ثروت طبیعی افغانستان تاکنون نتواند به رفاه مردم تبدیل شود. نتیجه آن است که بسیاری از خانواده‌ها هنوز برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی با دشواری روبه‌رو هستند.

پیامدهای این فقر، تنها در سفره‌های کوچک‌تر یا کاهش درآمد خلاصه نمی‌شود. وقتی خانواده‌ای توان پرداخت هزینه آموزش فرزندش را ندارد، وقتی کودکی به دلیل سوءتغذیه از رشد طبیعی بازمی‌ماند، وقتی جوانی به دلیل نبود فرصت شغلی ناچار به ترک کشور می‌شود و یا خانواده‌ای برای تأمین هزینه‌های زندگی به کمک‌های بشردوستانه وابسته می‌ماند، فقر از یک مسئله اقتصادی به بحرانی اجتماعی و انسانی تبدیل می‌شود. به همین دلیل، سازمان ملل نیز تأکید می‌کند که فقر در افغانستان امروز تنها به نبود پول محدود نیست، بلکه آینده یک نسل را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

تجربه کشورهای مختلف جهان نشان می‌دهد که منابع طبیعی به‌تنهایی ضامن توسعه نیستند. بسیاری از کشورهایی که امروز اقتصادهای قدرتمند دارند، منابع طبیعی محدودی در اختیار دارند؛ اما با سرمایه‌گذاری بر آموزش، توسعه زیرساخت‌ها، مدیریت کارآمد، قانون‌مداری و جلب سرمایه، توانسته‌اند رفاه را برای شهروندان خود فراهم کنند. در مقابل، کشورهایی نیز وجود دارند که با وجود برخورداری از منابع فراوان، به دلیل مشکلات ساختاری و ناتوانی در مدیریت این ظرفیت‌ها، همچنان با فقر گسترده دست‌وپنجه نرم می‌کنند. افغانستان نیز امروز بیش از هر زمان دیگر به تبدیل ظرفیت‌های طبیعی به فرصت‌های اقتصادی نیاز دارد.

فقر افغانستان، بیش از آنکه نتیجه کمبود منابع باشد، بازتاب سال‌ها از دست رفتن فرصت‌ها است. کشوری که می‌توانست ثروتش موتور توسعه باشد، هنوز بخش بزرگی از جمعیت خود را درگیر تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی می‌بیند. اگر قرار باشد این چرخه شکسته شود، تنها استخراج منابع طبیعی کافی نخواهد بود؛ آنچه آینده افغانستان را تغییر می‌دهد، مدیریت کارآمد، سرمایه‌گذاری بر نیروی انسانی، ایجاد فرصت‌های شغلی، تقویت آموزش و استفاده مسئولانه از ظرفیت‌های اقتصادی کشور است. در غیر این صورت، بیم آن می‌رود که در گزارش‌های سال‌های آینده نیز افغانستان همچنان در صدر فهرست فقیرترین کشورهای جهان باقی بماند.

دکمه بازگشت به بالا
×
ما را دنبال کنید