سریال جنایات هوایی پاکستان؛ باران موشک بر سر زنان و کودکان افغان

سلسله حملات موشکی و بمبارانهای هوایی اردوي پاکستان بر مناطق مرزی افغانستان، دیگر از حالت تنشهای مقطعی خارج شده و در حال تبدیل شدن به یک رویه ثابت و سیستماتیک است. نشانهگیری مستقیم خانههای مسکونی در ولایتهای پکتیا، پکتیکا و کنر که منجر به ویرانی سرپناهها و خاکستر شدن زندگی دهنشینان بیدفاع شده، بر اساس تمام کنوانسیونهای بینالمللی، به ویژه کنوانسیون چهارم ژنو، مصداق بارز و عریان جنایت جنگی پنداشته میشود. در این میان، آنچه این تراژدی انسانی را فرسایندهتر و دردناکتر میسازد، سکوت سنگین، مصلحتآمیز و پرسشبرانگیز جامعه جهانی در قبال این ماشین جنگی است. در میان تمام پایتختهای سیاسی جهان، تاکنون تنها دهلینو این تجاوزات صریح را محکوم کرده است؛ در حالی که سایر قدرتهای جهانی و منطقهای یا با سکوت خود بر این جنایات مهر تایید زدهاند و یا با اتخاذ مواضع جانبدارانه و دوگانه، نمک بر زخم ملت مظلوم افغانستان پاشیدهاند.
اتحادیه اروپا نیز در یک موضعگیری به شدت ضعیف و کلیشهای، بدون نام بردن از متجاوز، تنها خواستار خویشتنداری، کاهش تنش و حفاظت از غیرنظامیان شده است؛ گویی دو طرف در شرایطی برابر در حال نبرد هستند و این بیانیهها تنها رفع تکلیف دیپلماتیک است. در این میان، نهاد حقوقبشری رواداری با انتشار بیانیهای مستند و صریح، حملات اردوی پاکستان را به شدت محکوم کرده و هشداری جدی به ابعاد حقوقی این ماجرا داده است. رواداری صراحتاً اعلام کرد که هجوم به مناطق کاملاً مسکونی و وارد کردن تلفات سنگین به افرادی که هیچ نقشی در منازعات نظامی ندارند، نمیتواند تحت هیچ عنوان توجیه شود و این اقدام به صورت بالقوه مصداق عینی جنایت جنگی تلقی میگردد. مهر تایید هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) بر این فاجعه، بازتابدهنده عمق جنایت است. یوناما به عنوان معتبرترین و رسمیترین مرجع بینالمللی در مستندسازی بحرانهای افغانستان، با انتشار گزارشی تکاندهنده، کشته شدن ۲۸ غیرنظامی و زخمی شدن ۴۹ تن دیگر را در این دور از حملات اردوي پاکستان رسماً تأیید و ثبت کرد. بر اساس دادههای این نهاد بینالمللی، بخش عمدهای از قربانیان و مجروحان این حملات شبانه را زنان و کودکان معصوم تشکیل میدهند که در خواب یا در چهاردیواری خانههایشان هدف ترکش راکتهای پاکستانی قرار گرفتهاند. تاییدیه یوناما اعتبار بینالمللی به این پرونده بخشیده و راه را برای هرگونه کتمان و تکذیب از سوی جنرالان راولپندی مسدود ساخته است و نشان میدهد که ابعاد انسانی این بحران فراتر از ادعاهای واهی مبارزه با تروریسم است.
اما در بخش دیپلماسی منطقهای، رفتار و واکنش جانبدارانه انقره بسیار تاملبرانگیز و مایوسکننده است. سفارت ترکیه در پاکستان بلافاصله پس از حمله به یک مرکز پولیس در شهر کراچی، بیانیهای صادر کرد و ضمن محکومیت شدید آن رویداد، تاکید نمود که کشورش در امر مبارزه با تروریسم، با تمام توان در کنار اسلامآباد ایستاده است. این در حالی است که انقره تاکنون کوچکترین واکنشی به بمباران خاک افغانستان و قتلعام کودکان افغان توسط همان ارتش پاکستان نشان نداده است. این برخورد تبعیضآمیز و سکوت مطلق در برابر خون شهروندان افغان، نشاندهنده یک موضع کاملاً سیاسی و منفعتطلبانه است که از روابط عمیق استراتژیک، نظامی و اقتصادی میان ترکیه و پاکستان نشأت میگیرد؛ رویکردی که در آن اصول انسانی و حقوق بشری قربانی معاملات پشتپرده پایتختها میشود و استانداردهای دوگانه را در برخورد با مقوله تروریسم به وضوح عیان میسازد. برخلاف سیاستهای منفعتطلبانه خارجی، در داخل کشور شاهد یک بلوغ سیاسی و نگاه کلان ملی بودهایم. به رغم آن که حکومت سرپرست طالبان در طول سالهای گذشته همواره در قبال شیعیان افغانستان نگاهی تنگنظرانه، حذفی و انحصارگرایانه داشته و حقوق اساسی آنان را نادیده گرفته است، اما موضع اتخاذشده از سوی کميسيون عالي شیعیان افغانستان در قبال تجاوز پاکستان، ستودنی و برخاسته از یک تفکر ملی ګرایانه است. کمیسیون عالی شیعیان افغانستان با درک عمیق از مفهوم وطن و تمامیت ارضی، با انتشار بیانیهای قاطع، حملات پاکستان به خاک کشور را به شدت محکوم کرد. این کمیسیون اقدامات اسلامآباد را مغایر با حسن همجواری، اصول همسایگی و قوانین صریح بینالمللی دانست. این موضعگیری اصولی بیانگر آن است که رهبران و جامعه شیعه افغانستان، فراتر از رفتارهای فرقه گرایانه حکومت، نگاهی امتگرایانه و ملی به قضیه دارند و امنیت و ناموس خاک را خط سرخ خود میدانند و این همبستگی، پاشنه آشیلی برای رویاهای مداخلهجویانه همسایه به شمار میرود.
یکی دیگر از شگفتیها و تناقضهای تلخ این رویداد، نوع مواجهه ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور افغانستان بود. در حالی که افکار عمومی انتظار داشت شخص بنت به عنوان عالیترین مقام ناظر بر حقوق بشر، شدیدترین و تندترین مواضع حقوقی و تنبیهی را علیه ارتش پاکستان اتخاذ کند، وی در پیام خود تلاشی آشکار برای تقلیل فاجعه انجام داد. بنت در واکنش به این جنایت هولناک، تنها به ابراز ناراحتی بسنده کرد و نوشت از کشته و زخمیشدن غیرنظامیان، بهویژه زنان و کودکان، در ولایتهای پکتیا، پکتیکا و کنر ناراحت است و با خانوادهها همدردی میکند. این برخورد دیپلماتیک و محافظهکارانه در حالی صورت میگیرد که وی در قبال فرامين و رفتارهای طالبان همواره از ادبیاتی سخت، تند و بدون انعطاف استفاده میکند. در این قبال این ابهام جدی پیش میآید که آیا در فرهنگ لغات سازمان ملل، فراتر از واژه ناراحتی اصطلاح دیگری برای محکوم کردن قتلعام ۲۸ انسان بیگناه وجود نداشت؟ چرا وقتی نوبت به جنایات یک پاکستان میرسد، گزارشگر سازمان ملل به جای محکومیت قاطع، صرفاً دچار حسی عاطفی چون ناراحتی میشود و از بار حقوقی مسئولیت خود شانه خالی میکند؟ سلسلهجنبان این مواضع متناقض و سکوتهای مصلحتی، نشان میدهد که جغرافیای افغانستان و خون شهروندان آن، در معادلات جهانی به ابزاری برای امتیازگیری و بازیهای سیاسی تبدیل شده است.
برخورد دوگانه نهادها و کشورهای مدعی حقوق بشر با مقوله تروریسم و جنایت جنگی، مشروعیت این سازمانها را در افکار عمومی جامعه افغانستان به شدت مخدوش کرده است. اردوی پاکستان با درک همین استانداردهای دوگانه و اطمینان از عدم پاسخگویی بینالمللی، دست خود را در ماشه بمبارانها بازتر میبیند. مادامی که نهادهای بینالمللی و گزارشگران حقوق بشر به جای اتخاذ مواضع قاطع حقوقی، در تاروپود مصلحتهای سیاسی گرفتار باشند، سریال کشتار سازمانیافته غیرنظامیان در مرزهای ما ادامه خواهد داشت. برای توقف این ماشین جنگی، نیاز به یک انسجام فراگیر ملی در داخل و وادار کردن سازمان ملل به عبور از لفاظیهای تشریفاتی و ورود به فاز اقدامات عملی و تنبیهی علیه متجاوز است تا اسلامآباد دریابد که خون شهروند افغان، بیپاسخ و بیارزش نخواهد ماند و عدل بینالمللی نباید قربانی منافع زودگذر ژئوپلیتیک گردد. تداوم این وضعیت تنها ثبات منطقه را به مخاطره افکنده و بذر کینه عمیقی را میان ملتها خواهد کاشت که در آینده به راحتی قابل جبران نخواهد بود و منجر به تهدید امنیت بینالمللی خواهد شد.
نویسنده: عبدالحی مهمند

