اشرف غنی و سیلابهای اخیر؛ تلاش برای تطهیر میراث فساد

در پی وقوع سیلابهای مرگبار اخیر در ولایتهای نورستان، ننگرهار و لغمان، محمد اشرف غنی، رئیسجمهور پیشین کشور، با انتشار بیانیهای در شبکههای اجتماعی به تندی از عملکرد امارت اسلامی در مدیریت این بحران طبیعی انتقاد کرد. غنی با طرح این پرسش که چرا از فجایع گذشته، بهویژه سیلابهای مهیب ولایت کنر، درس گرفته نشده و اقدامات پیشگیرانه ساختاری صورت نگرفته است، خواستار پاسخگویی حاکمان فعلی کابل شد. این فرار رو به جلو و تاختن بر رقیب میدانی، در حالی صورت میگیرد که افکار عمومی افغانستان هنوز صحنههای فرار او از کابل و سقوط ناگهانی نظام جمهوریت را فراموش نکردهاند. مواضع اخیر غنی را میتوان مصداق بارز یاوهگوییهای سیاسی و تلاش برای بازگشت به سپهر رسانهای دانست؛ تحرکاتی که بیش از آنکه دلسوزی برای قربانیان پارون و ننگرهار باشد، تلاشی ناامیدانه برای تطهیر کارنامهای سراسر ناکامی خودش است. مرور کارنامه بیستساله جمهوریت، بهویژه دوران هفتساله ریاستجمهوری اشرف غنی، نشان میدهد که شدیدترین، پرتلفاتترین و فاجعهبارترین سیلابهای تاریخ معاصر افغانستان در زمان ریاستجمهوری او بود که نمونه زنده و تکاندهنده این مدعا، سیلابهای ویرانگر سال دو هزار و بیست میلادی در ولایت پروان است. در آن فاجعه کلان، طغیان سیلابها و سرازیر شدن گل و لای در مرکز ولایت پروان، صدها خانه مسکونی را به طور کامل با خاک یکسان کرد و نزدیک به دوصد تن از شهروندان عادی را به کام مرگ فرستاد.
در آن زمان، حکومت تحت رهبری غنی علیرغم دسترسی به میلیاردها دالر کمکهای بلاعوض بینالمللی، هیچگونه استراتژی مدونی برای پیشگیری از بحران، ساخت دیوارهای بازدارنده یا مدیریت اضطراری حوادث نداشت و واکنش ارگ تنها به صدور بیانیههای تسلیت و وعدههای پوچ محدود ماند. اکنون همان شخص با نادیده گرفتن کارنامه سیاه خود، ژست دلسوز اجتماعی به خود گرفته و دیگران را به عدم درسگیری از تاریخ متهم میکند. نکته جالب و در عین حال مضحک اینجاست که پس از خروج غنی از امارات متحده عربی و اقامت در جغرافیای جدید، فرکانس فعالیتهای مجازی او در شبکههای اجتماعی به طرز چشمگیری افزایش یافته است. او هرازگاهی چنان با لحنی تحکمآمیز بر امارت اسلامی میتازد که گویی در زمان ریاستجمهوری خودش، افغانستان امنترین، توسعهیافتهترین و مجهزترین کشور جهان بوده است. واقعیت میدانی از میراث بجا مانده غنی، حکایت دیگری دارد؛ نبود کمترین زیرساختهای حیاتی برای کاهش خسارات ناشی از حوادث طبیعی در ولایاتی چون نورستان، حاصل مستقیم دزدیهای سیستماتیک، خویشخوری و حیف و میل میلیاردها دالر بودجه ملی توسط غنی و تیم تکنوکرات اطراف اوست. پولهایی که باید صرف تحکیم مسیر رودخانهها، ساخت بندهای بازدارنده و مهار سیلابها میشد، در حساب شخصی غنی و اطرافیان اش سر از بانکهای خارجی درآورد تا امروز مردم پارون و ساير ولایات چوب بیتدبیری و فساد آن دوره را با جان و مال خود بخورند.
حوادث طبیعی همچون سیلابهای ویرانگر، پدیدههایی اقلیمی هستند که حتی پیشرفتهترین و مجهزترین کشورهای جهان را نیز با چالشهای جدی روبرو ساخته و ویرانیهای بزرگی به بار میآورند. در چنین شرایطی، اینکه اشرف غنی حتی از یک بلای طبیعی و انسانی به عنوان بهانهای برای تصفیهحساب سیاسی و محکوم کردن امارت اسلامی استفاده میکند، در کنار تلخیِ از دست رفتن جان بیست و سه هموطن، طنز ماجرا و عمق ابتذال سیاسی او را برجسته میسازد. غنی و امثال او هرگز نمیتوانند مدعی دلسوزی برای ملت افغانستان باشند، چرا که آنان خود عاملان اصلی تباهی، کشتار و سیهروزی افغانها در دوره جمهوریت هستند. آنان با نفس دادن به نیروهای خارجی، دامن زدن به اختلافات قومی و رشد تروریزم، افغانستان را به ناامنترین و شکنندهترین کشور جهان تبدیل کردند و در نهایت با تسلیم کشور، تودهها را در برابر بحرانها تنها گذاشتند. اگرچه امارت اسلامی در عرصه مدیریت شهری، کمبود تجهیزات و سیستمهای هشدار زودهنگام کاستیهای جدی و غیرقابلانکاری دارند، اما فجایع، بحرانهای مدیریتی و فساد نهادینهای که در دوران حکومت غنی بر مقدرات کشور سایه افکنده بود، به هیچ عنوان با وضعیت کنونی قابل مقایسه نیست. غنی با فرار خود، نه تنها حاکمیت بلکه زیرساختهای روانی و مادی یک ملت را به لبه پرتگاه برد. امروز، انتشار پستهای متعدد او با روحیه طلبکاری از مردم افغانستان در شبکههای اجتماعی، توهین به شعور ملتی است که آواربرداری خانههای شان در نورستان و ساير ولایات را با دست خالی انجام میدهند، در حالی که بانیان اصلی این ویرانی همچون غنی و اطرافیان اش در ویلاهای مجلل خود در خارج از مرزها نشستهاند و بیانیههای رنگارنگ صادر میکنند که در واقع خندیدن به ریش مردم افغانستان محسوب میگردد.
نویسنده: محمد امین فرهمند

