کابل تشنهتر از همیشه؛ وقتی آب از یک نیاز به یک بحران تبدیل میشود

روزهای اخیر، بحران کمبود آب در کابل بیش از هر زمان دیگری در زندگی شهروندان نمایان شده است. گزارشهای نهادهای بینالمللی و روایتهای میدانی از مناطق مختلف پایتخت نشان میدهد که بسیاری از خانوادهها ساعتهای طولانی را در صفهای آب سپری میکنند و برخی تنها با خرید آب یا مراجعه به چاههای عمومی نیاز روزانه خود را تأمین میکنند. همزمان، سازمان ملل هشدار داده است که اگر روند کنونی ادامه یابد، کابل ممکن است تا چند سال آینده به نخستین پایتخت جهان تبدیل شود که بخش عمده منابع آب زیرزمینی خود را از دست میدهد؛ هشداری که نشان میدهد مسئله دیگر تنها کمآبی نیست، بلکه آینده حیات در این شهر نیز با پرسشهای جدی روبهرو شده است.
بحران امروز کابل، نتیجه یک سال یا یک فصل خشک نیست. این وضعیت حاصل سالها برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، رشد سریع جمعیت، توسعه نامتوازن شهری و کاهش بارندگیها است. کابل در دو دهه گذشته چندین برابر بزرگتر شده، اما زیرساختهای آبرسانی متناسب با این رشد توسعه نیافته است. در چنین شرایطی، هزاران حلقه چاه عمیق و نیمهعمیق بدون مدیریت مؤثر، فشار مضاعفی بر سفرههای زیرزمینی وارد کرده و طبیعت نیز با کاهش بارش و تغییرات اقلیمی فرصت جبران این منابع را از دست داده است.
اما شاید نگرانکنندهترین بخش این بحران، پیامدهای اجتماعی آن باشد. امروز در بسیاری از محلههای کابل، آب تنها یک خدمت شهری نیست، بلکه به دغدغه اصلی خانوادهها تبدیل شده است. کودکانی که باید در مکتب باشند، ساعتها در صف آب میایستند؛ خانوادههایی که درآمد اندکی دارند، بخش قابل توجهی از بودجه خود را صرف خرید آب میکنند؛ و در برخی مناطق، کمبود آب حتی مردم را به ترک خانه و محله وادار کرده است. هنگامی که دسترسی به آب سالم به یک امتیاز تبدیل شود، فاصله میان طبقات اجتماعی نیز عمیقتر خواهد شد و نخستین قربانیان این وضعیت، اقشار کمدرآمد خواهند بود.
همزمان، این بحران نشان میدهد که مسئله آب دیگر تنها یک موضوع زیستمحیطی نیست، بلکه به مسئلهای مرتبط با اقتصاد، سلامت، آموزش و حتی ثبات اجتماعی تبدیل شده است. آلودگی بخش بزرگی از منابع آب زیرزمینی، افزایش بیماریها، فشار بر نظام صحی، کاهش کیفیت زندگی و احتمال مهاجرت داخلی، همگی زنجیرهای از پیامدهایی هستند که از یک بحران خاموش سرچشمه میگیرند. تجربه بسیاری از کشورهای جهان نشان داده است که مدیریت بحران آب، تنها با حفر چاههای بیشتر یا انتقال آب از یک حوزه به حوزه دیگر حل نمیشود؛ بلکه نیازمند مدیریت مصرف، حفاظت از منابع، سرمایهگذاری در زیرساختها، بازچرخانی آب و برنامهریزی بلندمدت است.
تشنگی امروز کابل، هشداری برای آینده افغانستان است. اگر امروز آب به سختی به خانههای مردم میرسد، فردا ممکن است خودِ امکان زندگی در برخی مناطق پایتخت با چالش روبهرو شود. هنوز فرصت برای جلوگیری از عمیقتر شدن این بحران وجود دارد، اما این فرصت نامحدود نیست. آب دیگر تنها یک منبع طبیعی نیست؛ به یکی از پایههای امنیت، سلامت، اقتصاد و آینده شهر تبدیل شده است. هر روز تأخیر در مدیریت این بحران، هزینهای خواهد داشت که شاید نسلهای آینده ناچار به پرداخت آن باشند.

