ترامپ در سازمان ملل؛ وقتی متهم در جایگاه مدعی میایستد

دونالد ترامپ در سازمان ملل از صلح، امنیت، مبارزه با تهدیدها و دستاوردهای سیاست خارجی امریکا سخن گفت؛ اما پشت این روایت، مجموعهای از جنگها، حملات نظامی، تهدید به نابودی کشورها و مداخلاتی قرار دارد که پرسشهای جدی درباره حقوق بینالملل و مسئولیت امریکا ایجاد کرده است.
مشکل اصلی سخنرانی ترامپ همینجاست: او درباره جهانی سخن میگوید که در آن امریکا داور بحرانهاست، اما درباره نقش خود در بسیاری از همین بحرانها توضیح نمیدهد.
ترامپ درباره ایران از جلوگیری از تهدید هستهای و دفاع از امنیت امریکا گفت، اما درباره حملاتی که در جریان جنگ به خاک ایران انجام شد و قربانیان غیرنظامی آن سخنی نگفت. گزارش هیأت حقیقتیاب سازمان ملل نیز اعلام کرده است که درباره دو حمله امریکا در ایران، از جمله حمله به مکتب میناب و تأسیسات ورزشی لامرد، دلایل معقولی برای احتمال ارتکاب جنایت جنگی وجود دارد.
اما در روایت ترامپ، این قربانیان تقریباً ناپدید میشوند.
در غزه نیز همین پرسش وجود دارد. چگونه میتوان از صلح سخن گفت، اما از هزاران غیرنظامی کشتهشده، ویرانی زیرساختهای غیرنظامی و بحران انسانی غزه عبور کرد؟ ایران بارها حمایت امریکا از اسرائیل را یکی از عوامل تداوم جنگ و نقض حقوق فلسطینیان دانسته است.
مسئله ونزویلا نیز پرسش دیگری پیش روی جهان گذاشته است. انتقال نیکلاس مادورو، رییسجمهور ونزویلا، به امریکا در یک عملیات نظامی، فارغ از اختلافات سیاسی درباره حکومت او، یک پرسش بنیادین درباره حاکمیت ملی ایجاد میکند: آیا یک قدرت خارجی میتواند با نیروی نظامی رهبر یک کشور مستقل را از کشورش خارج کند و سپس خود درباره مشروعیت این اقدام تصمیم بگیرد؟
پرسش فقط درباره مادورو نیست؛ درباره اصل حاکمیت دولتهاست.
حتی ادعاهای ترامپ درباره دستاوردهای سیاست خارجی نیز با واقعیت و راستیآزمایی مستقل فاصله دارد. او از پایان هشت جنگ سخن گفت، اما بررسیهای مستقل نشان دادهاند که برخی موارد اساساً جنگ تمامعیار نبوده و برخی دیگر نیز بهطور کامل پایان نیافتهاند. همچنین ادعای کاهش ۹۷ درصدی ورود مواد مخدر از مسیر دریا با دادههای موجود سازگار دانسته نشده است.
پس پرسش این نیست که چرا ترامپ ادعا میکند؛ سیاستمداران همیشه روایت خود را میسازند. پرسش مهمتر این است که چرا این روایتها تا این اندازه امکان عبور از واقعیت را پیدا میکنند؟
چرا کشوری که خود را مدافع نظم جهانی معرفی میکند، در برابر اتهامهای مربوط به اقدامات نظامیاش باید پاسخگو باشد، اما همزمان میتواند خود را در جایگاه مدعی و داور بنشاند؟
پاسخ را باید در ساختار قدرت جهانی جستوجو کرد. شورای امنیت سازمان ملل با حق وتوی پنج عضو دایمی طراحی شده و همین ساختار، در بسیاری از بحرانها امکان اقدام جمعی را محدود میکند. امریکا نیز یکی از دارندگان همین حق وتو است.
بنابراین، شاید پرسش واقعی امروز این نباشد که چرا ترامپ با چنین اعتمادبهنفسی از عملکرد امریکا سخن میگوید؛ پرسش این است که چرا جهان هنوز سازوکاری ندارد که قدرتهای بزرگ را نیز مانند دیگر کشورها در برابر پیامدهای اقداماتشان پاسخگو کند؟
اگر حقوق بینالملل برای همه است، نباید برای قربانی ضعیف یک معنا و برای قدرت بزرگ معنای دیگری داشته باشد.
سخنرانی ترامپ را میتوان با دهها جمله درباره صلح و امنیت پوشاند؛ اما هیچ سخنرانی نمیتواند قربانیان میناب، غزه و دیگر میدانهای جنگ را از تاریخ حذف کند. روایت قدرت ممکن است خبر روز را بسازد؛ اما واقعیت قربانیان، داوری سختتری درباره آن روایت خواهد داشت.
نویسنده: احمدولی حیدری

