افغانستان و میراث مقاومت سید حسن نصرالله

در آستانه ششم میزان، سالروز شهادت سید حسن نصرالله، بازخوانی شخصیت و مسیر او برای مردم افغانستان، تنها یادکرد از یک رهبر لبنانی نیست؛ بلکه فرصتی است برای بازخوانی مفهوم مقاومت در منطقه و پیوند آن با تجربه ملتی که خود دههها در برابر اشغال، تجاوز و مداخلات خارجی ایستاده است.
افغانستان سرزمینی است که حافظه تاریخی آن با مقاومت در برابر قدرتهای خارجی گره خورده است. از مبارزه مردم افغانستان با اشغال شوروی تا مقاومت در برابر حضور نظامی امریکا و ناتو، تجربه چند نسل افغانستانی نشان داده است که مسئله استقلال و حق تعیین سرنوشت، برای این ملت مفاهیمی فراتر از شعارهای سیاسی بوده است. در این تجربه، هزینه اصلی جنگ را مردم عادی، خانوادهها و نسلهای جوان پرداختهاند.
از همین منظر، نام سید حسن نصرالله برای بخش بزرگی از مردم منطقه با مفهوم ایستادگی پیوند خورده است. او طی دههها رهبری حزبالله لبنان، مقابله با رژیم اسرائیل، دفاع از لبنان و حمایت از فلسطین را در مرکز گفتمان خود قرار داد. شهادت او در حمله هوایی اسرائیل به بیروت در ۲۸ سپتمبر ۲۰۲۴، پایان زندگی شخصیتی بود که هوادارانش او را یکی از نمادهای مقاومت در برابر استکبار میدانستند.
اما اهمیت نصرالله برای افغانستان تنها در میدان لبنان و فلسطین خلاصه نمیشود. آنچه میتواند این پیوند را معنادار سازد، تجربه مشترک ملتهای منطقه از جنگ، اشغال، آوارگی و مداخله قدرتهای خارجی است. افغانستان، لبنان و فلسطین هرکدام تاریخ و شرایط متفاوتی دارند، اما رنج غیرنظامیان و مسئله دفاع از سرزمین و کرامت انسانی، زمینهای مشترک برای فهم این تجربهها فراهم میکند.
در نگاه هواداران جریان مقاومت، حزبالله صرفاً یک سازمان نظامی نیست؛ بلکه بخشی از جریانی است که مقاومت در برابر اشغال و حمایت از مردم فلسطین و لبنان را وظیفهای انسانی و دینی میداند. از این زاویه، سخنان نصرالله درباره وحدت امت اسلامی، حمایت از مظلومان، عدالت و ایستادگی در برابر سلطه خارجی، در کنار تجربه تاریخی افغانستان قابل بازخوانی است.
تاریخ افغانستان نیز چهرههای بسیاری را به یاد دارد که در برابر تجاوز و سلطه خارجی ایستادند و برای استقلال کشور هزینه پرداختند. بنابراین، یاد شهید سید حسن نصرالله میتواند فرصتی باشد برای تأمل درباره یک مفهوم گستردهتر: مقاومت تنها به میدان نبرد محدود نیست؛ بلکه میتواند در دفاع از هویت، استقلال، کرامت انسانی و حق ملتها برای تعیین سرنوشت خود معنا پیدا کند.
امروز که افغانستان پس از چهار دهه جنگ همچنان با پیامدهای سنگین بحرانهای گذشته دستوپنجه نرم میکند، یادآوری تجربه ملتهای منطقه اهمیت بیشتری دارد. داستان نصرالله و مقاومت لبنان، در کنار تجربه افغانستان و رنج مردم فلسطین، یک واقعیت را برجسته میکند: جنگها در نهایت بر زندگی مردم اثر میگذارند و هزینه ایستادگی یا شکست، پیش از همه بر دوش ملتها سنگینی میکند.
ششم میزان، بنابراین تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ یادآور شهادت شخصیتی است که زندگی سیاسی خود را در مسیر مقاومت تعریف کرد و در همین مسیر جان باخت. برای افغانستان، بازخوانی این میراث میتواند فرصتی برای اندیشیدن دوباره به استقلال، مقاومت، حمایت از مظلومان و ایستادگی در برابر هرگونه سلطه و تجاوز خارجی باشد.
نویسنده: محمدرضا حیدری

